ارغوانارغوان، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 12 روز سن داره

شادی خونه ما

پارک

                                                                                                            &n...
28 ارديبهشت 1393

سال نود و سه

       سال نود و دو با همه ي اتفاق هاي خوب و بد، خاطرات شيرين و تلخ، با هم بودن ها و گه گداري تنها ماندن گذشت. گذشتني به سرعت برق و باد. گذشتني كه در كنار تو، روشني خونه مون، تك تك لحظه ها و ثانيه هاش خاطره شد. ارغوان مهربونم تو سالي كه گذشت شما قد كشيدي و بزرگ شدي و اون دختر كوچولو كه سال قبل تنها كار مهمش كشيدن خودش رو زمين و تلاش براي چهار دست و پا رفتن بود، نشستن، ايستادن، وراه رفتن تجربه كرد. تو تولد يكسالگيش راه رفت و دست زد. حرف زدن رو آغاز كرد و ... اين همه كار فقط تو يكسال واقعا خسته نباشي كه چه سال پر بار و پر زحمتي   از يك ماه به عيد كلي خوشحال بودم كه قراره دوهفته بريم تعطيلات قم ...
28 ارديبهشت 1393

دخترم خانم میشود

رغوان تا این لحظه ، 1 سال و 7 ماه و 26 روز و 13 ساعت و 22 دقیقه و 53 ثانیه سن دارد : و اما این عنوان یعنی شما دختر گل و دلبرم دیگه شیر مامان رو نمیخوری. وای که فکرش سخت تر از عملش بود. حتی الان که دارم مینویسم باورم نمیشه که دیگه گل دختر مامان هم شتو خونه و بیرون از خونه، تو مهمونی و ... نمیاد به مامانی گیر بده که می میخ یعنی می می میخوام. از قبل از عید تصمیم گرفتم که ایام تعطیل نوروز که دور و بر شما شلوغه دیگه بهت شیر ندم. چندبار هی تصمیمم رو عوض کردم و ...                       اما در نهایت مهمترین عامل یعنی بد غذایی شما اون...
25 ارديبهشت 1393

ارغوان یک و نیم ساله

عاشق هجده ماهگيم مثل شش ماهگي و يكسالگي كه براي رسيدنت به اونها لحظه شماري ميكردم. ورود به هجده ماهگي مصادف شد با آخرين واكسن قبل از كلاس اولت. واي كي ميشه دخترم براي رفتن به كلاس اول فرم و مقنعه بپوشه با دوتا دندون خرگوشي كه ديگه نيستن و يه كوله صورتي حاضر شه براي رفتن به كلاس اول. الهي من قوربونت برم كه فكر كردن به اون روزم آدم رو ذوق زده ميكنه. چهار تا دندون ديگه ات جوونه زده و مشغول در اومدنه تا دندونات بشن شونزده تا. تقريبا هر روز چها پنج ساعت مي ري مهد. كلي كلمه جديد به دايره لغاتت اضافه شده و جمله دو كلمه اي هم ميگي. كلا دخترم داره روز به روز خانم تر ميشه. هزار ماشالله
3 ارديبهشت 1393
1